خرید بک لینک

ملکه دختر ۱۴ساله‌ای که در منطقه‌ی سبز و دیپولمات‌نشین کابل(وزیر محمد اکبر خان) سه‌شنبه ۹عقرب در یک حمله انتحاری کشته شد، کودکی دست‌عرضه بود که اکنون با هزاران امید و آرزو در دل خاک خفته است. ملکه در خانواده‌ی فقیر در کابل به جهان آمد، دوران کودکی‌اش با خشونت و تهی‌دستی همراه بود و از این که خانواده‌اش نتوانسته بود او را به مکتب بفرستد، رنج می‌برد. او نه بخت هم‌قطارانش را داشت و نه شانس دختران و پسران هم‌سن‌و‌سال اقارب و خویشاوندانش را.

ملکه هر روز ساعت ۵ صبح، برای تهیه‌ی لقمه‌نانی، خواب شیرین کودکی را بر خود حرام می‌کرد و راهیِ جاده‌های کابل می‌شد. او دست‌ارائه بود و برای باشنده‌گان این بخش شهر که شهروندان خارجی مقیم کابل نیز در میان‌شان حضور دارد، دستمال و چادر می‌فروخت. در این جدال سخت و نفس‌گیر برای زنده‌گی، برادر و پدر ملکه نیز او را از خانه‌شان واقع در یک منطقه زاغه‌نشین کابل (باریک‌آب) همراهی می‌کردند. او بی‌استثنا روزهای گرم و طاقت‌فرسای تابستان و زمستان‌های استخوان‌سوز کابل را در جاده‌ها می‌گشت و از صبح تا شام کار می‌کرد. گاهی مجبور می‌شد با شکم گرسنه و تن خسته به خانه برگردد و با دست‌مزد ناچیزی، روزانه به همه‌ی اعضای خانواده، غذا تهیه کند و در جمع با آن‌ها نان بخورد.
ملکه‌ی محروم از درس و تعلیم، نه تنها می‌خواست با تلاش زیاد این کاستی را جبران کند که نمی‌گذاشت فقر دست‌و‌پاگیر در خانواده‌اش قربانی دیگر نیز از آن‌ها بگیرید، او خواهر و بردارش را به درس‌خواندن تشویق می‌کرد، تا در آینده زنده‌گی آرامی داشته باشند.
اما فعالیت‌های هراس‌افگنانه و تروریستی، او را فرصت نداد، زیرا ملکه‌ی سخت‌کوش ‌در حالی طعمه‌‌ی انفجار ‌جوار پارک وزیر اکبر خان شد که برای تهیه‌ی نان چاشت، به غرفه‌ی سیار نان‌ارائهی در نزدیکی محل می‌رفت.
مادر ملکه با چشمان اشک‌آلود و دل پرخون می‌گوید که آنان نه تنها جگرگوشه‌ را زیر خاک کرده‌اند، بل یک بازوی توانای‌شان را نیز از دست داده‌اند: «او بازوی پدر خود بود و از این‌که روی جاده‌ها کار می‌کرد تا لقمه‌نانی تهیه کند، خجالت نمی‌کشید.»
متأسفانه ملکه تنها قربانی خشونت‌، جنگ و تروریسم در این کشور نیست. دشمنان مردم افغانستان با هر حمله‌ای، ده‌ها انسان بی‌گناه و کودک معصوم را همه‌روزه از گوشه‌گوشه‌ افغانستان به خاک‌و‌خون می‌کشند. صرفاً در همین نقطه (پارک وزیر اکبر خان) حدوداً ۵ سال پیش در حمله مشابهی، سه کودک دست‌ارائه جان‌های‌شان را از دست دادند.
بر پایه آمارهای وزارت کار و امور اجتماعی، بیش از دو میلیون کودک روی جاده‌ها، کارهای شاق می‌کنند. کار کردن در روی جاده‌ها، نه‌تنها خطر آنی به جان آن‌ها به شمار می‌آید بل بیشتر این کودکان را در معرض آفت‌هایی مانند سوءاستفاده‌های جنسی، انواع خشونت‌های فزیکی، مشکلاتی جسمی و روانی و دور ماندن از تعلیم و مکتب قرار می‌دهد.
حکومت افغانستان در ۱۹۹۴ میلادی کنوانسیون بین‌المللیِ حقوق کودکان را امضا کرده است که دولت‌ها را موظف می‌کند تا برای دست‌رسی کودکان به حقوق اساسی‌شان، مانند تعلیم و تربیت، صحت، تفریح و سرگرمی سالم تلاش کنند.

ملکه ‌و فصل آرزوهای ناتمام کودکان در افغانستان

هنوز اما در افغانستان این کنوانسیون به صورت مفصل رعایت نشده و بر بنیاد آمارهای نشر شده بیش از۳،۵ میلیون کودک در افغانستان، از مکتب بازمانده‌اند. ۹درصد کودکان پیش از رسیدن به سن پنج‌ساله‌گی به دلیل دست‌رسی نداشتن به خدمات بهداشتی می‌میرند و نیز از هر ۱۰ کودک، ۹ کودک گونه‌ای از خشونت را تجربه می‌کنند.
به اساس گزارش دفتر سیاسی ملل متحد در افغانستان (یوناما) در سه ماه اول سال روان میلادی، ۲۱۰ کودک کشته و ۵۰۰ کودک دیگر زخم برداشته‌اند که بدین ترتیب، هر روز ۳ کودک به اثر جنگ و درگیری جان می‌دهند. این در حالی است که سازمان ملل متحد سال روان میلادی را خونین‌ترین سال برای کودکان خوانده است.
حکومت افغانستان و به ویژه وزارت کار، بی‌تردید در قبال محافظت اجتماعی کودکان مسوولیت دارد و مکلف است که برای مصونیت و محافظت کودکان برنامه‌ها و آجنداهایی که وضعیت کودکان را بهبود ببخشد را عملی کنند. متأسفانه در ۱۶ سال گذشته، برنامه‌ و طرح جامع و استراتژیکی که حقوق زنده‌گی و محافظت اجتماعی کودک را تضمین کند وجود نداشته است.

http://8am.af/1396/08/23/queen-and-season-of-the-unfinished-wishes-of-children-in-afghanistan/

برچسب: نویسنده: آرین صادقی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 16:42

صفحه بندی